نقش آل بویه در گسترش تشیع 1
512 بازدید
تاریخ ارائه : 6/11/2013 8:33:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

اقدامات آل بویه در گسترش تشیع

در گرایش آل‌بویه به مذهب تشیع شكی نیست، آن‌چه محل تردید است، نوع تشیع آنان است كه آیا تشیع آنان اعتقادی (اثنی عشری) بوده، یا به فرقه‌های دیگر شیعی تعلق داشتند و یا دارای تشیع سیاسی و مبارز بودند و آموزه‌های مذهبی خویش را چه‌ مقدار در سیاست و حكومت‌داری دخالت می‌دادند.

باید به اجمال گفت آنان با دستگاه خلافت سنی مدارا می‌كردند و از همین رویكرد نیز سودی به حال آل‌بویه می‌رسید، زیرا كلیه مسلمانان سلطنت آل‌بویه را بر مسلمین می‌پذیرفتند. ولی از لحاظ مذهب و گرایش‌های اعتقادی نشانه‌ها و قرائن بسیار گویای آن است كه آنان به مذهب شیعه اثنی‌ عشری تعلق داشتند. قرائنی مثل:

الف. معزالدوله، از رهبران آل‌بویه، مسائل فقهی و حكومتی خود را از ابن جنید اسكافی، ‌از علمای طراز اول شیعه امامیه، دریافت و كشور را براساس دیدگاه‌های فقهی و حكومتی او اداره می‌كرد.[1]

ب. صاحب بن عباد، از علمای شیعه امامی، وزیر مؤیدالدوله دیلمی بود و با اختیارات وسیع به امور مسلمانان به خصوص شیعیان رسیدگی می‌كرد.[2]

ج. ركن‌الدوله دیلمی، از حاكمان آل بویه باشیخ صدوق مناسبات گرمی داشت.[3]

د. برگزاری مراسم عید غدیر و عاشورای حسینی كه مختص شیعیان اثنی عشری است، در زمان حكومت آل بویه گویای شیعه بودن آنان است. در برخی منابع آمده است كه معزالدوله در سال 352 ه‍. ق در بغداد مقر خلافت عباسی مراسم عاشورا برگزار كرد و مورد استقبال شیعیان قرار گرفت.[4] به خصوص، در ایام عاشورای همان سال که جمع کثیری در بغداد گرد آمدند و بازارها بسته شد، مردم آن روز آب ننوشیدند و در بازارها خیمه برپا کردند و بر آن خیمه‌ها پلاس آویختند و زنان بر سر وروی خود می‌کوفتند. همان معزالدوله بود که در بغداد دستور داد، سب آل علی موقوف شود، ابن كثیر در كتاب خود درباره علل ناتوانی اهل سنت و خلفا در جلوگیری از این مراسم می‌نویسد: «لكثره التشیع و ظهورهم و كون السلطان معهم»[5] زیرا تشیع گسترش یافته و آشكار شده بود و سلطان هم با آنان بود.

ه- زیارت عتبات و مقابر ائمه در زمان آل بویه رواج یافت بارگاههای ائمه (علیهم السلام) در عراق هر چند تا زمان محل زیارت شیعیان بود، ولی مانند رونق زمان آل بویه را نداشت، در زمان آل بویه زائران ارج و قرب یافتند و عتبات عالیات آبادتر گشت؛ عضدالدوله بر روی قبر امیر مومنان، بنایی بسیار نیکو ساخت که تا سال 753ق، بر پا بوده است.[6]

وی همچنین مرقد مطهر امام حسین علیه السلام را تجدید بنا کرد و دو گنبد روی آن ساخت.[7]

در سال 369 ق، عضدالوله سپاهی برای سرکوبی ضبه بن مجمّد اسدی فرستاد؛ چرا که به زائر امام حسین علیه السلام بی حرمتی کرده بودند.[8]

و- به اعتراف برخی مورخان، در زمان حكومت آل‌بویه در ایران و عراق شعارهای شیعی آشكارا رواج یافت و می‌توان گفت كه در ایران مرحله بسیار مهمی برای مذهب تشیع به وجود آمد كه تا آن زمان سابقه نداشت. ابن اثیر می‌نویسد: در سال 351 ه‍. ق به دستور معزالدوله بر در مساجد تحت حاكمیت آل بویه نوشتند: «خداوند لعنت كند معاویه پسر ابی‌سفیان را و لعنت كند، كسی را كه فدك را از فاطمه غصب كرد و كسی را كه مانع از دفن حسن در كنار قبر جدش شد و كسی كه ابوذر غفاری را تبعید كرد و ...»[9]

علمای شیعه در زمان آل بویه

شيعيان و علماي شيعه که تا آن زمان در فشار و تبعيد و تقّيه به حيات سياسي، مذهبي خود ادامه مي دادند، در اين دوران با حمايت حاکمان آل بويه، به بسط و گسترش عقايد خود پرداختند.

شيخ مفيد، سيد مرتضي و شيخ طوسي در عراق و شيخ کليني و شيخ صدوق در قم و ري و خراسان، از چهره‌هاي علمي شيعه‌اند که در اين دوران درخشيدند و اصول چهارگانه‌ي جهان تشيع (کتب اربعه) را تدوين کردند.  رکن الدوله با دعوت از شيخ صدوق براي آمدن از قم به ري و برگزاري مباحثه و مناظرات علمي، نقش ويژه‌اي در گسترش تشيع در ري و خراسان داشت. از اين رو، نجاشي از صدوق به «وجه الطائفه بخراسان»[10] ياد کرده است، چنانکه درباره کليني نيز مي‌گويد: «شيخ أصحابنا في وقته بالري و وجههم».[11]

کتابخانه بزرگي که آل بويه به کمک وزيران شيعي مذهبشان در ري داير کردند و آنگونه که از نامه‌اي سلطان محمود غزنوي به خليفه عباسي به دست مي‌آيد، بيشتر اين کتاب‌ها درباره کلام و عقايد شيعه بوده است، خود، نمونه‌اي از تلاش آل بويه در تقويت و گسترش مذهب شيعه در ري است.[12]

[1]. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المومنین، ج 1، ص 439.

[2] شیخ ‌عباس قمی، سفینه البحار، تهران، ، ج2، ص 13.

[3]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 263.

[4]. ابن‌عمادحنبلی، شذرات الذهب، ج4، ص273.

[5]. ابن کثیر، البداية و النهاية، ج 11، ص 243.

[6]. ابن زهره، محمد، غایة الاختصار فی بیوتات العلویة المحفوظة من الغبار ، ص 161.

[7]. تنوخی، محسن بن علی، نشوار المحاضره.

[8]. ابن مسکویه رازی، تجارب الامم، ج6، ص 487.

[9]. الكامل فی التاریخ، همان، ج8، ص542.

[10]. ابوالعباس نجاشی، رجال نجاشی، ص 389.

[11]. همان، ص 378.

[12]. حسین کریمان، ری باستان، ج 1، ص 545.